ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

472

سفرنامه شاردن ( فارسى )

كه بيشتر به شوخى و طنزپردازى شبيه است . آنان مىگويند اگر در زمين آتشكده سوراخى ايجاد كنند ، ديگى پرآب رويش بگذارند و چيزى در ديگ بريزند بر اثر حرارت آتش مقدس آب ديگ به جوش مىآيد و آنچه در آنست پخته مىشود . امّا وجه تسميه آذربايجان به شرحى كه پيش از اين گفته شد درست است زيرا آز ) Az ( مضاف اليه ار ) Er ( يا اور ) Ur ( مىباشد كه در غالب زبانهاى باستانى خاور زمين به معنى آتش ، و پايكان ) Paican ( به معنى جايگاه و سرزمين مىباشد ؛ و من از اظهارنظر كسانى كه اين سرزمين را آسورپايكان ) Asurpaican ( مىخوانند بىخبر نيستم . آنان مىگويند چون اين ايالت پهناور سرزمين اسىرى ) Assyrie ( را نيز در بر دارد آسورپايكان ناميده مىشود . به عقيدهء من اين تعبير و تفسير داراى همان معنى است زيرا آسور ) Assur ( نيز از آز و اور كه به معنى آتش است مشتق شده است . حضرت موسى آن‌جا كه از نمرود پادشاه بت‌پرستى كه آتش‌پرستى را رواج داد و سرزمينى را كه سام از پدرش به ميراث يافته بود تصرف كرد سخن به ميان مىآورد ، مىگويد : پسران سام كه يكى از آنان آسور بود پس از اين كه نمرود ميراث پدرشان را از ايشان گرفت از آن‌جا بيرون شدند . بنابراين مىتوان گفت كه آسور را به علّت كناره‌گيريش از روش و آيين آتش‌پرستان يا به سبب بيرون شدن از سرزمين كلده كه در آن زمان آتش‌پرستى در آن‌جا رواج داشت به اين اسم ناميده است . چنان كه فصل يازدهم سفر تكوين نيز بيانگر اين واقعيت مىباشد . مصنفان قديم بر اين قولند كه كلده كشور اوريا سرزمين آتش ناميده مىشده ، و بطلميوس از شهرى از آن نام مىبرد كه اوركوا ) Urcoa ( يعنى جايگاه آتش خوانده مىشده است . چه « گا » با الف ممدود ، - گا - كلمه‌اى فارسى و به معنى جايگاه ، محل و مكان است . اين نكته يادكردنى است كه اسامى قديمى در طى قرون ، بر اثر آسانگيرى و غفلت و نادانى يا بىخبرى نسخه‌برداران يا اختلاف لهجه‌ها و تلفظات مؤلفان و مصنفان و مترجمان چنان تحريف شده و تغيير يافته كه هنگام تطبيق اسامى قديم با نامهاى جديد مشابه يكدگر نيستند و نبايد آنها را يكسان و هم معنى به شمار آورد . از آنچه گفته شد مىتوان نتيجه گرفت كه آنان كه بر اين اعتقادند آذربايجان قسمتى از شمال سوريه است و نام آن از اسم آردوابيگارا ) Ardoebigara ( پايتخت سوريّه گرفته شده سخت در اشتباه مىباشند .